خداداد عزیزی در اول تیر ماه سال ۱۳۵۰ در مشهد متولد شد و با گلی که آذرماه ۱۳۷۶ در ملبورن به استرالیا زد خود را در تاریخ فوتبال ایران جاودانه کرد.

تصویر
 

از روستا به مشهد

او متولد روستای چشمه ایلخی از توابع فریمان در استان خراسان رضوی است.همراه خانواده اش در سن شش سالگی از فریمان به مشهد مهاجرت کرد خداداد در محله گلشهر (شهید آوینی ) مشهد زندگی می کرد. در کودکی با کفشهای لنگه به لنگه فوتبال بازی می کرد.

کارگری و فروشندگی

در سن ۱۱ سالگی به همراه برادرش به کار بنایی می پرداخت تا هزینه زندگی خود را تأمین کند؛ و سرانجام مادرش را به دلیل عدم توانایی مالی برای درمان سرطان در سال ۶۹ از دست داد. او دارای سه فرزند است.

ازدواج و خانواده

خداداد عزیزی سالهاست ازدواج کرده ولی هیچ موقع اجازه انتشار عکس همسرش رو نداده است، او دارای یک دختر به نام فاطمه و یک پسر به نام امیرحسین است.

تصویر
 

شباهت با جکی چان

خداداد عزیز شباهت زیادی به جکی چان بازیگر و کارگردان مشهور چینی دارد و می گوید بارها شده در فرودگاه های خارج از کشور فکر کردن جکی چان هستم.

تصویر
 

توپ طلا در موزه حرم امام رضا

سال 96 وقتی بهترین بازیکن آسیا شدم و توپ طلا را گرفتم، آن را به موزه حرم مطهر اهدا کردم چون جای آن توپ در موزه حرم بود، نه طاقچه خانه ما

فوتبال از 16 سالگی

در 16 سالگی بخاطر بازی در یک تیم محلی و دیده شدن در بازها به تیم جوانان خراسان دعوت شد، سپس به مدت یکسال در سال 1367 فوتبال حرفه ای اش را با تیم ابومسلم مشهد آغاز کرد.

دوران ملی

عزیزی اولین بازی ملی خود را در سال 1991 و در برابر کامرون انجام داد. عزیزی در این سال از سوی حسن حبیبی و علی پروین به تیم ملی دعوت شده بود. وی در مجموع 47 بار به عنوان بازیکن تیم ملی ایران به میدان رفت و 47 بار برای تیم ملی گل زنی کرد.

از تیم ملی تا آلمان

پس از درخشش در ترکیب تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا ۱۹۹۶ بعنوان ارزشمند ترین بازیکن این مسابقات و چندی بعد کسب عنوان بهترین بازیکن سال کنفدراسیون فوتبال آسیا در سال 76 به تیم فوتبال کلن در دسته اول بوندس لیگا آلمان پیوست.

غزل تیزپای آسیا

در بازی با تیم ملی استرالیا، پس از یک ماراتن طولانی برای رسیدن به جام جهانی ۹۸ فرانسه، خداداد عزیزی برای تیم ملی ایران گلزنی کرد (یک گل در بازی رفت و یک گل در بازی برگشت) و از آن تاریخ به بعد لقب غزال تیزپای آسیا را گرفت.[۲] هرچند که نتیجه بازی ۸ آذر ۱۳۷۶ خورشیدی با تساوی ۲–۲ خاتمه یافت، ولی به علت صعود تیم ایران به جام جهانی برای خیلی از ایرانی ها از برد شیرین تر بود و باعث شادی و پایکوبی در سطح شهرهای ایران شد.

تصویر
 

ماجرای قلیان کشیدن فوتبالیست ها

وی در گفتگویی اعلام کرد: «اغلب فوتبالیست های جوان قلیان می کشند. منتهی توصیه بنده این است که این کار را در آخر شب بکنند و تا صبح و ساعت ۴ بامداد دنبال قلیان کشیدن نباشند!». او مصرف دخانیات را امری شخصی معرفی کرده است که ربطی به کسی ندارد… وی همچنین مدعی شد که: «از سال ۸۴ بطور مرتب قلیان می کشم»

تصویر
 

ماجرای درگیری هایش با علی دایی

بعضی از رسانه ها از قول خود خداد عزیزی در مورد درگیری هایش با علی دایی این چنین نوشتن

«یک بار سر یک نوار کاست بود که سه روز یک نوار کاست ترکی توی ماشین بود در آمریکا که من شکوندم و انداختم بیرون، علی گفت چرا این کار رو کردی؟ گفتم بابا فقط تو که توی این اتوبوس نیستی ما هم هستیم. اون گفت تو غلط کردی شکوندی، من هم گفتم خودت غلط کردی در همین حد … بعد هم بازی با استرالیا که سر ناهار نشسته بودیم.

یک روز قبل از بازی بود. سر ناهار دور یک میز بودیم که ما داشتیم می خندیدیم. این ور میز دادرس و احمدرضا عابدزاده و بزرگان بودند و ما لات و لوت ها این ور نشسته بودیم. نمی دونم چی شد که من یهو بلند خندیدم، پشتم هم به آنها بود. علی دایی گفت: «تیمی که صاحب نداره همینه و هر کی دلش بخواد بلند بلند می خنده. اصلا یعنی چی؟»

برگشتم گفتم علی با منی؟ گفت آره با توام. گفتم: «تو چی کاره تیمی؟ رئیس فدراسیونی؟ سرپرستی؟ کاپیتانی؟ به تو چه ربطی داره؟» گفت: «به خودت چه ربطی داره.» یک دعوای لفظی پیش اومد که یک هسته زیتون سمتم پرت کرد، من هم بشقاب دستم بود که بچه ها از دستم گرفتند. من او روز می خواستم بهش بگم که تمام اینایی که اینجا نشسته اند برای خودشون کسی هستند اما تو فکر نکن کسی هستی که دور برداری. اگر تو علی دایی هستی من هم خداداد عزیزی هستم. اگر این بحث ها هست من و تو کنار هم می ایستیم ببینیم کی رو می شناسند. فرداشم ما رو آشتی دادند که فرداش هم پاس گل داد که البته فکر می کنم اگر اون بازی برگرده علی دیگه هیچ وقت اون پاس گل رو هم نمی ده.

طرفدار بارسلونا

من فقط بازی های بارسلونا را می بینم هر چند که بازی های حساس اروپایی را هم دنبال می کنم الان هم بازی های منچسرسیتی را هم دنبال می کنم آنها هم تیم خوبی هستند.

تصویر
 

شغل دوم

شغل دوم خداداد عزیزی ساخت و ساز است اینکه او کجا و چه پروژه هایی را در دست دارد چندان مشخص نیست اما به گفته بعضی از دوستان نزدیکش خداداد مغز اقتصادی اش خوب کار می کند. او یک گالری طلا فروشی در خیابان کریمخان تهران دارد و در کشور امارات هم سرمایه گذاری های خوبی انجام داده است او ابتدای فعالیت اقتصادی خود را با سرمایه گذاری در حوزه پوشاک ورزشی آغاز کرد و الان نیز صاحب یک برند معروف پوشاک ورزشی است.

مربیگری

عزیزی پس از خداحافظی از فوتبال به مربیگری می پردازد.

دوست صمیمی

مهدی هاشمی نسب صمیمی ترین دوست خدادا است.

تصویر
این خبر برای شما مفید بود؟
بر اساس رای ۱۳ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: