بیوگرافی ارسلان قاسمی

ارسلان قاسمی متولد 1 خرداد 1374 در تهران ، بازیگر سینما و تلویزیون است.فارغ التحصیل رشته تئاتر و مهندسی معماری می باشد که از 8 سالگی جلوی دوربین رفت و حالا خوانندگی می کند و حضور فعالی در عرصه مدلینگ هم دارد.

پدرش مدیرعامل یک شرکت کشتیرانی و مادرش مدیر مهدکودک است ، دو خواهر دارد که یکی 10 و دیگری 12 سال از او بزرگتر می باشند.

بواسطه بهاره رهنما که از دوستان صمیمی مادرش بود برای کار جدید مسعود جعفری جوزانی معرفی و در نهایت بعد از تست پذیرفته شد به این ترتیب ارسلان در سال 1382 وقتی 8 ساله بود در سریال در چشم باد بازی کرد.بعد از سریال در چشم باد ، سال 1383 در سریال «101 راه برای ذله کردن پدر و مادرها» بازی کرد تا اینکه یکسال بعد با فیلم شام عروسی وارد سینما شد

سال 1387 در 13 سالگی نقش کودکی بنیامین را ر سریال حضرت یوسف بازی کرد سپس حضور در هوش سیاه و سریال فاصله ها در سال 1389 چهره اش را مشهور کرد.کلا فردی هستم که زود با همه صمیمی می شم و با همه ارتباط برقرار می کنم به همین دلیل دوستان زیادی دارم ولی معمولا در خانه فرد آرامی هستم.

بیتا توکلی ، دوست و هم بازی خوبم در سریال در چشم باد بود که متاسفانه در سانحه رانندگی درگذشت ، فوت او تاثیر خیلی بدی روی من گذاشت.

تا مدت ها از ترلان پروانه بعنوان همسر ارسلان قاسمی یاد می شد که این شایعه بخاطر تعداد مجموعه های زیادی که این دو باهم کار کردند بودند نشات می گرفت.با این حال فعلا مجرد بوده و می گوید عاشق کس دیگریست و می خواهد با او ازدواج کند.این بازیگر تئاتر با اینکه از محسن چاوشی بعنوان خواننده مورد علاقه خود نام می برد اما یکی از طرفداران موسیقی سبک رپ می باشد.او خود نیز دستی برای آتش خوانندگی دارد که یکی از قطعات او را در زیر می شنوید

نحوه بازیگر شدن ارسلان قاسمی

در خانواده و نزدیکان من کسی اهل بازیگری و هنر و… نبوده به جز یکی از پسر دایی‌های مادرم که او هم در ایران زندگی نمی‌کند و از ما دور است. من برخلاف اکثر بچه‌ها که کارشان را از تیزرهای تبلیغاتی شروع می‌کنند، بازیگری را از سریال «در چشم باد» شروع کردم. بهاره رهنما که دوست صمیمی و هم‌کلاسی دوران کودکی مادرم است، من را به دستیار آقای جعفری جوزانی، کارگردان سریال «در چشم باد»، معرفی کرد و او هم من را برای نقش کودکی‌های پارسا پیروزفر پسندید.

آن موقع ۷ سال داشتم. تجربه عجیبی بود. من به خاطر آن کار ۳ سال و نیم شمال بودم. برای من که بچه کوچکی بودم و قبلا هم این کار را انجام نداده بودم، خیلی سخت بود، چون این سریال بسیار سنگین بود. اما شرایطی که آقای جوزانی و آقای کاسه‌ساز در طول کار فراهم کرده بودند، خوب بود و از سختی کار کم می‌کرد. برای اولین بار بود که این تعداد آدم را می‌دیدم و مجبور بودم با ۴۰- ۳۰ نفر یک جا باشم و زندگی و کار کنم. استرس داشتم و احساس دلتنگی و غربت می‌کردم.

فقط لطفش به بچه‌های هم سن و سالم مثل بیتا توکلی بود که با هم دوست بودیم و بازی می‌کردیم و حضورشان نمی‌گذاشت خیلی متوجه سختی‌ها بشوم. حتی درس خواندن ما با بچه‌های عادی فرق داشت.

 

این خبر برای شما مفید بود؟
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
با دوستان خود به اشتراک بگذارید: